الشيخ رسول جعفريان

424

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

مىرسد اطاعت كند ؛ اما هجرت حاضر تكاليف دشوارترى داشته و پاداش بيشترى نيز دارد . « 1 » در نقل ديگر آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شخصى را در مسجد ديدند كه به تازگى به مدينه آمده بود ؛ از وى پرسيدند : به چه علت آمده‌اى ؟ گفت : مهاجراً الى الله و رسوله ؛ حضرت پرسيدند : « هجرت اقامت » يا « هجرت رجعت » ؟ او گفت : هجرت اقامت ؛ آنگاه حضرت با او بيعت كردند . « 2 » و در نقل ديگرى آمده است كه زمانى كه واثلة بن اسقع خدمت حضرت عرض كرد كه مهاجر است ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از او پرسيدند : « هجرت بادى » يا « هجرت تألّه » كه « تعبد و تنسّك » ؟ او گفت : كداميك بهتر است ؟ حضرت فرمودند : هجرت تاله ؛ يعنى ماندن نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم . « 3 » به نظر مىرسد كه در اين اواخر از شدت اين حكم كاسته شده است . اين نيز محتمل است كه حتى پس از فتح مكه نيز آمدن به مدينه امتيازى محسوب مىشده و كسانى كه در باديه بوده‌اند و طبعاً متحمّل زحماتى كه مهاجران مىشدند ، نمىشدند ، از آن امتيازات بى بهره بوده‌اند . « 4 » در روايتى از امام كاظم عليه السلام آمده كه اعراب [ غير مهاجران ] سهمى نداشته‌اند ، حتى اگر در جهاد شركت مىكردند ، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با آنان چنين مصالحه كرد تا در ديار خود بمانند [ و طبعاً به زندگى مادى خود برسند ] و هجرت نكنند ، اما در صورتى كه جنگى پيش آمد در آن شركت كنند ؛ در اين صورت نيز در غنيمت نصيبى نخواهند داشت . « 5 » همانگونه كه اشاره شد اين بدان دليل بود كه مهاجران از همه اموال خويش صرفنظر كرده و در طى اين سالها تنها به قصد جهاد ، هجرت كرده بودند . طبعاً اگر در جنگ غنيمتى بدست مىآمد اختصاص به آنان داشت . در برخى مواقع حتى انصار نيز بىبهره مىماندند تا مهاجرين بتوانند با استفاده از غنايم به زندگى خود سر و سامانى داده و متكى به انصار نباشند . فرمان هجرت تا زمانى كه مكه بدست مسلمانان گشوده شد ، ادامه داشت ، اما پس از آن كه « دار الشرك مكه » به‌دار الاسلام تبديل گرديد حكم هجرت لغو شد . بدين ترتيب پس از فتح ، بر مسلمانان واجب نبود تا به مدينه در آيند و يا اگر آمدند « مهاجر » تلقى شوند . روايت « لا هجرة بعد الفتح » توسط تعدادى از صحابه نقل شده است . جابر بن عبد الله ، « 6 » عايشه ، « 7 » ابو سعيد خدرى ، « 8 » صفوان بن اميه ، « 9 » انس بن مالك ، « 10 » عبد الله بن عباس ، « 11 » مجاشع

--> ( 1 ) . سنن نسائى ، ج 7 ، ص 144 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 252 ( 2 ) . تاريخ المدينة المنوره ، ج 2 ، صص 485 - 484 ( 3 ) . همان ، صص 486 - 485 ( 4 ) . در اين باره نك : تاج العروس ، ج 3 ، ص 334 ( 5 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 541 ( 6 ) . المصنف ، عبد الرزاق ، ج 7 ، ص 464 ، ج 8 ، ص 465 ( 7 ) . همان ، ج 8 ، ص 474 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 408 ؛ البخارى ، ج 2 ، ص 330 ( 8 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 407 ؛ دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 5 ، ص 109 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ، 250 ( 9 ) . سنن نسائى ، ج 7 ، ص 147 ( 10 ) . المصنف ، عبد الرزاق ، ج 5 ، ص 309 ( 11 ) . المصنف ، عبد الرزاق ، ج 5 ، ص 309